ابراهيم اصلاح عربانى
595
كتاب گيلان ( فارسى )
خميازه ميهمان آرزوى من است ، آيا ؟ * وقتىكه تيزى قمهها بر شيشهء حلالترين خوابها * تشويش مىخراشد اين آرزو خميازه مىطلبد . * اين آرزوى امنِ درهاى آهنى وقتى شمار كلونها * از هفت مىگذرد و آسمانش را كلاغان مادرزاد كورند * صابون دستهاى تو گشتم انگشترى شدنم آرزوست * كه ناكامى است نام كاروان پيشاپيش من مگر جلودار لبخندهاى * كه صداى آهم با زوزه مىوزد * - تا دوردستهاى نگاهم تقوى تكيار - محمود محمود تقوى تكيار به سال 1333 در كوملهء لنگرود به دنيا آمد و موفق به اخذ درجهء ليسانس شد . اندوه ياد بهار اندوه از خاطر درختان مىزدايد * و پيكر عريانشان را به شكوفهها و برگان تازه مىآرايد * اندوه ياد تو ، اما اى گمشده ! * اى ماه برگ درخشنده ! در جانم مىپايد * عمرى بايد عمرى بايد مىگذشت * تا به يارى يافتههايم هَم بَر * از بند بافتههايم 1367 جراحزاده - منوچهر منوچهر جراحزاده به سال 1312 در بندر انزلى به دنيا آمد ، شاعر و نويسنده است . كتابهاى « بوسه بر آتش » شعر ، « بر بافتهاى خون » شعر ، « زندههاى بىمزار » شعر و « خانههاى شنى و كومههاى كور » از او منتشر شده است . بخشى از شعر اجاق داغ ابراهيم يكايك پنجرهها ، باز شد در ساحل هرشط * و خاتونهاى زيباروى ، بتها بر گدار رود افكندند * و بتها روى شط نيل سرگردان ، و يا هيزم براى مطبخ خاتون . * مترسكها ، رسنآويز در كوچه و يا در ژرف دجله * دفن در تاريخ . . . اجاق داغ ابراهيم * پر شد از شقايقهاى آتشرنگ و آتشبان كافر ، مسخ شد در بانگ بارانساز * و ابراهيم بارانساز ، فاتح بتشكن ، پيروز جكتاجى - محمد تقىپور احمد محمد تقىپور احمد جكتاجى به سال 1326 شمسى در رشت ديده به دنيا گشود . تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در رشت گذراند و ليسانسيهء زبان انگليسى مدرسهء عالى ترجمه تهران شد . جكتاجى ، شاعر ، محقق ، مترجم و گيلانشناس ، همراه و همگام اهل قلم است . در سالهاى 1359 - 1358 ، هفتهنامهء « دامون » را در زمينهء شناخت فرهنگ و ادب گيلان ( فارسى - گيلكى ) منتشر كرد كه اين مجموعه يكى از مآخذ خوب گيلانشناسى است و هماكنون نيز ، گيلهوا ، ماهنامهء فرهنگى گيلان را - گيلكى و فارسى - با همكارى گيلاندوستان ، انتشار مىدهد كه در كمترين زمان ، در كشورهاى دوردست جهان ، راه پيدا كرده است و شيفتگان بسيار دارد . از جكتاجى ، كتابهاى زير تاكنون منتشر شده است . « قصهء كوى برزن ما » ( مجموعهء شعر 1347 ) ، « فهرست توصيفى سفرنامههاى انگليسى » ، « فهرست توصيفى سفرنامههاى فرانسوى » ، « كتابشناسى گيلان » ( با همكارى . . . ) در 2 جلد ، « گيلاننامه » در 3 جلد ، تصحيح « سفرنامه و جغرافياى گيلان و مازندران » ( بوهلر ) ، « زلزلهء گيلان به روايت مطبوعات » ، « مطبوعات گيلان در عصر انقلاب » ، ترجمهء « فرمانروايان گيلان » با ( زندهياد رضا مدنى ) و چند كتاب ديگر . . . جكتاجى ، در شعر نوگراست . خاطره « اينجا گرگآباد است * دهكدهاى پرت و گمنام مرز ايران ، عراق و تركيه * زمستان است و گرگ است و تنهائى » ( و صداى تخم آفتابگردانى كه شكسته مىشود ) * راديو روشن است و مىگويد :